Find what you love and let it killl you
 لیماک لام!
    

    منطقه جنگلی لیماک لام( Limak laam)  در قلب جنگل های انبوه مازی بن ، در کوهستان های جنوب رامسر واقع شده است . انبوه درختان جنگلی با صدای هزاران پرنده و رودخانه زیبای ازارک از دیدنیهای این نقطه از ایران زمینند . 

منطقه شکار ممنوع مازی بن و سی بن از یک سو به رامسر و از سوی دیگر به کتالم و جنگل های دالاخانی مشرفند . 

برای رسیدن به لیماک لام بایستی از رامسر به سادات شهر و از آنجا به منطقه کوهستانی اربه کله ( arbeh kalle ) رفت . جاده خاکی باریکی از آنجا به قعر جنگل و بسوی لیماک لام و ازارک می رود که با پای پیاده حدود یک ساعتی به طول می انجامد . از کنار رود مسیر دو تا شده و یکی به قعر جنگل می رود که پاکوبی بسیار طولانی در حدود 17 کیلومتر دارد و دیگری مسیر کنار رودخانه است که چند ساعتی تا کتالم پیش می رود . 

بستر رودخانه در بعضی نقاط پهن می شود و حالت دریاچه ای کوچک و آبی در قعر دره جنگلی پیدا می کند که بسیار دیدنیست . 

این نقطه همانند دیگر نقاط جنگل های هیر کانی پدیده استثنایی در جهان دارد که همان در کنار هم روییدن درختان سوزنی و پهن برگ است که تصویری شگفت در ذهن بر جای می گذارد ...


منظره چشم نواز دریای خزر از روستای اربه کله ...


پدیده منحصر به فرد هیرکانی ... هماغوشی درختان سوزنی و پهن برگ در یک جنگل !


مازی بن ...


رودخانه آرام ازارک ...



جنگل لیماک لام ...


کلونی قارچ ها ! 


|+| نوشته شده توسط فواد رضاپور در پنجشنبه 1390/06/31  |
 دره کمجل ...
    


    دره کمجل یکی از دره های فنی معروف ایران زمین به شمار میرود که از نخستین پیمایش آن بیش از یک دهه نمی گذرد و با این حال هر سال تیم های بیشتری از آن دیدن می کنند  . پیمایش این دره زیبا  با عبور از حدود 30 آبشار همراه است که باید با استفاده از طناب و به صورت فرود انجام پذیرد . 

    با توجه به این که سال گذشته هم گزارشی از پیمایش این دره زیبا گذاشتم این بار فقط به ارائه گزارش تصویری می پردازم  .

 زحمت نوشتن گزارش این برنامه را دوست عزیزم مسعود عسگری کشیده که در این لینک        http://fatehanekhorshid.blogfa.com/ قابل مشاهده است و من با توجه به گزارش ایشان عکس های برنامه را تنظیم کردم ... تقدیم به نگاه مهربان شما : 

از امامزاده به سمت دره مسیر پاکوب و زیباییست که حدود 150 دقیقه به طول می انجامد ... در صورتی که میدان دید بالا باشد قلل آزاد کوه در پشت سر و علمکوه را در روبرو می توان دید ... آزاد کوه در انتهای تصویر پیداست .

مشاهده یک گراز و سه توله اش که درست در میان پاکوب در حال چرا بودند از لحظه های خوب این برنامه بود .

با رسیدن به ابتدای دره خیلی زود درگیر آبشار ها می شوید ...

برای فرود بعضی از آبشار ها باید به آب زد ...

بعضی کو تاهند و بعضی بلند ... بعضی پله ای اند و بعضی صاف و خلاصه این که کمجل کلکسیونی از آبشار های متفاوتست ...

خود حمایت ! 

بیشتر کارگاه ها دور درختان برپا شده اند و از نظر ایمنی کمی باید محتاط بود ...

بلند ترین آبشار مسیر و تنها آبشاری که مستلزم فرود دو مرحله ای است .

یکی از کوتاه ترین آبشار ها که به خاطر شکل خاصی که داشت  به نظر من مشکل ترین فرود از نظر سوار شدن روی طناب را شامل می شد . 

معروف ترین آبشار دره با یک فرود کلاهکی بلند ... 

پیچ  و خم های مسیر ...


نفرات برنامه : علی محمودی ، مسعود عسگری ، رضا راستی ، نیما اسکندری ، پریسا شهبازان ، مهدی سلطانی ، عرفان و فواد رضاپور ...


نتیجه گیری 1 :  گرمای ظهر مرداد وقت خوبی برای دره نوردیست .! 

نتیجه گیری 2 : هیچوقت با یک گراز عکس دست جمعی نگیرید ! 



|+| نوشته شده توسط فواد رضاپور در یکشنبه 1390/05/16  |
 آبشار لاتون ...

آبشار لاتون یکی از زیبا ترین آبشار های ایران در عمق غربی ترین جنگل های شمال ایران واقع شده و منظره ای مرکب از آب و صخره و درخت است .

این آبشار از دامنه‌های شرق کوه اسپیناس سرچشمه گرفته و به رود خانه لوندویل که با طول ۱۷ کیلومتر خود نیز از کوه اسپیناس سرچشمه گرفته سرازیر می‌شود و با شیب تندی به سمت کوته کومه و لوندویل حرکت کرده و در آخر وارد دریای خزر می‌شود .

مسیر صعود آبشار تپه‌هایی جنگلی وبسیار زیباست که در طول مسیر چشمه‌های فراوانی با آبی خنک و نوشیدنی دیده می‌شود . انتهای مسیر نیز دارای پرتگاههایی خطرناک و مرگبار می‌باشد.آبشار از فاصله 500 متری قابل رویت است .

در حاشیه آبشار یکی از زیباترین جنگلهای متراکم بکر و دست نخورده گیلان با انبوهی از درختان آلو، گلابی، گردو، فندق و سیب وحشی وجود دارد که در 9 ماه از سال سرسبزی و زیبایی خود را حفظ می‌کند.

در مسیر صعود به آبشار لاتون به روستای قدیمی آسیو شوان می‌رسیم که تقریباً خالی از سکنه‌است . به زبان تالشی آسیو به معنی آسیاب و شوان به معنی کنار رودخانه می‌باشد .

حجم آب آبشار در فصول مختلف سال متفاوت است ولی در تمام فصول آب دارد.

آبشار لاتون در استان گیلان، ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای کوته کومه جای گرفته‌است .

ارتفاع تقریبی آبشار لاتون ۱۰۵ متر می‌باشدکه بلندترین آبشار استان گیلان است.

فاصله از روستای کوته کومه تا آبشار حدود 6 کیلو متر است که در مدت طی این مسافت 3 ساعتی در حدود 750 متر ارتفاع زیاد می‌شود .

در حاشیه آبشار یکی از زیباترین جنگلهای متراکم بکر و دست نخورده گیلان با انبوهی از درختان آلو، گلابی، گردو، فندق و سیب وحشی وجود دارد که در 9 ماه از سال سرسبزی و زیبایی خود را حفظ می‌کند


بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فواد رضاپور در چهارشنبه 1389/08/05  |
 دره کمجل ...


کمجل یکی از زیبا ترین دره های فنی ایران زمین است که از میانه های البرز  با شیب تندی به سوی هزار چم واقع در جاده چالوس سرازیر می گردد . فرود مهیج از این دره  در یک برنامه دو روزه میسر است و بیش از 50 مانع آبشاری و حدود 35 فرود را شامل می شود که بلند ترین آنها حدود 75 متر طول دارد .

پس از عبور از تونل کندوان به روستای سیاه بیشه و تاسیسات سد آن میرسیم که برای عبور از آن باید حتما از قبل با مسوولین آنجا هماهنگ شود . پس از عبور از در نگهبانی به امامزاده می رسیم که شب را همان جا به استراحت پرداختیم . مسیر حرکت از امامزاده شروع می شود مسیر کاملا پاکوب و مشخص است و با حدود 4 ساعت راه پیمایی از میان جنگلهای زیبای منطقه به گردنه ای میرسیم که از یک سو به علم کوه زیبا و از سوی دیگر به آزاد کوه مغرور مشرف است . پس از نیم ساعت سرازیر شدن به ابتدای دره میرسیم . وقت نهار است و در ابتدای دره توقف می کنیم . آب ورودی به کمجل قابل شرب نبوده و از نزدیکی همانجا آبی پاکیزه بر میداریم و به سوی دره فرود می آییم .

اولین آبشار 15 دقیقه بعد نمایان می گردد و پشت سر هم ادامه می یابد . حدود 15 آبشار را در روز اول فرود آمده و به منطقه ای باز می رسیم که محل مناسبی برای شب مانیست . صبح روز بعد با عبور از کنده بزرگی که رودخانه را بریده به قسمت دوم آبشار ها می رسیم که بلند ترند و پر شیب تر ... نمایی از گردنه هزار چم از این قسمت قابل مشاهده است و شوق رسیدن را بیشتر میکند . هشتمین آبشار روز دوم است که 70 متر طول و فرودی دو مرحله دارد که در مرحله دوم فرود برای دو نفر جا هست . به این ترتیب آبشار ها تا انتهای دره ادامه می یابند و پس از حدود 21 آبشار در روز دوم به حوضچه آبی در پای آخرین آبشار رسیده و ساعت 6 عصر به جاده چالوس و رستوران صخره میرسیم .

چند نکته : در سرتاسر مسیر آب آشامیدنی وجود ندارد . به همراه داشتن دو طناب 50 متری و یک طنابچه 25 متری برای فرود ها لازم است . به همراه داشتن مقداری بلوک و تسمه یا طنابچه کوتاه لازم است . سرتاسر مسیر ریزشی و کلاه کاسک الزامیست . کار گاه های موجود یا رول است و یا کار گاه های طبیعی دور درختان .


 ابتدای مسیر حرکت از تاسیسات ...


پاکوب جنگلی بسوی دره ...


ابتدای دره ...


 بسوی رود ...


فرود دو مرحله ای و کلاهکی بزرگ کمجل ...



 نفرات برنامه : مجید قادری . محمد حسینی . بابک ماجدیان . پژمان امامی ...

عکس ها از محمد حسینی ...


|+| نوشته شده توسط فواد رضاپور در شنبه 1389/06/27  |
 ابر

      ابر يكى از دست نخورده ترين جنگل هاى ايران  در ۳۵ كيلومترى شمال شرق سمنان است. زيبايى آن چيزى فراتر از يك جنگل است،چون يك اقيانوس ابر اضافه تر از جنگل هاى شمال و شمال غرب دارد. اين جنگل در استان سمنان و در نزديكى روستاى ابر واقع شده و تقريباً مرز سمنان و گلستان است؛ جايى كه از ضخامت كوه هاى البرز كاسته مى شود و ابرهاى گرفتار در پشت اين ديواره از لابه لاى دره ها به سمت جنوب سرازير مى شوند. به همين خاطر تقريباً از بعدازظهر تا نيمه هاى شب با سرد شدن هوا چنان مى نمايد كه جنگل به روى ابرها سوار شده است. ديد كاملاً محدود و شب بسيار سرد مى شود. اين اتفاق منطقه ابر را دگرگون كرده و آب و هوايى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. جنگل ابر رسم كويرى خارتوران و گرماى بسطام و خرقان را زير پا گذاشته است. با بيست دقيقه رانندگى در اين منطقه مى شود از پوشش انبوه جنگلى و سرماى استخوان سوز به پوشش استپى و سپس كوير رسيد. اين تناقض و آغشته بودن به ابر دليل شهرت رويايى بودن جنگل ابر بين طبيعت گردان است.

جنگل ابر شاهرود با 35 هزار هكتار وسعت به سه دليل براي دنيا اهميت دارد. اول اين كه قسمتي از جنگلهاي باستاني هيركاني است و گياهان دارويي آن كم نظير است. دليل دوم مربوط به «اكوتن» اين ناحيه مي‌شود؛ يعني مرز ميان‌بند بين دو اكوسيستم منطقه نيمه بياباني و جنگلي است. به‌طوريكه مي‌توان در جنگلهاي اين ناحيه درختان سوزني برگ را در كنار درختان پهن برگ مشاهده كرد كه اين امر در گونه‌هاي جانوري هم تاثير گذار بوده است.

دليل سوم آنكه به‌خاطر جغرافياي خاص منطقه كه دو منطقه كم ارتفاع و بلند را در كنار هم قرار داده است ما شاهد تشكيل اقيانوس ابر در اين منطقه هستيم كه پديده كم نظيري در دنيا محسوب مي‌شود

در جنگل ابر، آسمان به زمين مي‌آيد
و راه رفتن ميان ابرها رويايي است دست‌يافتني؛
آنجا سوار بر ابر سفر مي‌كني...

هفته گذشته چند روزی مهمان دانشجویان معماری دانشگاه تهران بودم که برنامه ای برای پیمایش جنگل ابر داشتند...از تهران به سمت شاهرود حرکت کردیم سپیدی قله شاهوار از کنار جاده چشم هر بیننده ای را نوازش میداد قبل از اجرای برنامه  به دیار بسطام و آرامگاه با یزید بسطامی و پس از آن به خرقان و آرامگاه شیخ خراقانی رفتیم و از آنجا از راه فرعی که از جاده جدا میشود راهی  روستای ابر شدیم…شب سردی را در میان مهمان نوازی گرم اهالی روستا(گروه 33 نفره ما شام مهمان اهالی بودند)  سپری کردیم…صبح زود پس از صرف صبحانه عازم جنگل شدیم…مسیر ابتدا به شکل سر بالایی ملایمی  به سمت گردنه ادامه می یابد و درختان سورنی  رفته رفته بیشتر میشوند پس از دو ساعت در پشت گردنه درختان پهن برگ هم هویدا میشوند و جنگل بطور متراکم شروع میشود و به پایین سرازیر میشود…مسیر حرکت بسیار زیباست و تمام مسیر از زمین تا آسمان با سپیدی ابر و برف در آمیخته است…مسیر پیمایش جنگل بین دو روستای ابر و شیرین آباد که دیگر در استان گلستان واقع شده حدود 24 کیلومتر است که بیشتر آن بصورت سرازیری میباشد …در تمام طول مسیر عکاسی از مناظر زیبا ادامه دارد …نهایتا پس از حدود 11 ساعت پیاده روی و تنفس در میان ابر ساعت 19:30 به روستای شیرین آباد رسیدیم و از آنجا راهی گرگان شدیم…                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               جنگل ابر به قلم سارا لقایی:                                                                                                         خوش  به حال درختي كه اينجا برويد


    راه رفتن روي ابرها رويايي است، دست يافتني. بدون جدا شدن روح از بدن مي‌شود ميان ابرها راه رفت، خوابيد و بر ابر سوار شد. لازم نيست حتما به آسمان بروي. در جنگل ابر آسمان به زمين مي‌آيد. از قبل خبر نمي‌كنند. هر وقت دلشان بخواهد مي‌آيند هر وقت هم كه دلشان بخواهد مي‌روند. مجاورت دو ناحيه كم فشار و پرفشار (دشت گرگان و منطقه ابر) باعث شده هر وقت زمين انرژي مي‌گيرد ابرها جابه‌جا شوند.
جنگل ابر زياد از مركز شاهرود فاصله ندارد اما تقريبا همه چيزش با آن فرق دارد. از شهر كه فاصله مي‌گيري دشت‌هاي وسيع با پوشش استپي مي‌بيني. هر چه پيش مي‌روي هوا خنك‌تر مي‌شود، بوته‌هاي بزرگ آويشن كه پوشيده از گل‌هاي سفيدند از دور غرق در برف به نظر مي‌رسند. دور دست پر از ابر است. كوه‌ها و ابرها به هم پيچيده‌اند. مثل صحنه نمايشي مي‌ماند كه در آن تيره پوشي حريري را شش دور بر خود پيچيده باشد.
ابرها روي شيشه باران مي‌شوند. پيش‌تر كه مي‌روي درخت‌ها شروع مي‌كنند به سبز شدن. يكي، دو تا، هزار تا. آنچه زياد است چنار است و بلوط و آنچه چشم به دنبال آن مي‌گردد اورس است. درخت خاص منطقه ابر كه مثل ابر روي زمين مي‌خزد. نمي‌شود گفت مه غليظ، در اين جنگل، ابر گردا گردت را مي‌پوشاند. ياد شب‌هاي لندن نمي‌افتي. خنكي و طراوت و بوي خوشي همراه ابر روي صورتت مي‌نشيند. ابرها بر گونه‌ و چشم و مويت باران مي‌شوند. بيشتر به دريايي مي‌ماند كه بدون آبشش مي شود در آن نفس كشيد.
زمين پوشيده از گياه است و درخت  اما مي‌شود جايي براي چادر زدن پيدا كرد. چشمه ترش مكاني مناسب است. غروب كه مي‌شود ديگر چشم چشم را نمي‌بيند. بايد به چراغ قوه دست برد. ابرها چنان ديواري ساخته‌اند كه نور كه مي‌افتد سايه‌ات را مقابلت مي‌بيني. ابرها در حال جوشش‌اند. انگار كه زمين سماوري است بزرگ و جوش آمده، كه بخار آب با فشار از آن بيرون مي‌زند. سرد سرد است. انگار نه انگار كه در آن واحد مردم تهران از گرما به خانه‌هاشان پناه مي‌برند. يا زياد دور نشويم. درهمين بسطام و خرقان و شاهرود از گرما نمي‌شود راه رفت و يا در ماشين بدون كولر نشست. باز هم دور نرويم. خارتوران در همين نزديكي است. با پوشش گياهي و جانوري كويري‌اش.
شب كه به نيمه مي‌رسد ابرها كم‌كم كاسه كوزه خود را جمع مي‌كنند. دره‌هاي اطراف خوب مشخص مي شوند. حركت ادامه دارد. دره‌ها از ابر پر و خالي مي‌شوند. جوشش سريع ابرها جنگل ابر را به آزمايشگاه يك كيمياگر شبيه كرده است. كم‌كم از آسمان هم چشم مي‌پوشند. دره مهتابي نيست اما «شب و رود بي انحناي ستارگان كه سرد مي‌گذرد»‌ اكنون ديدني است.
ستاره‌ها در آسمان پاشيده شده‌اند. به دارچيني مي‌مانند كه آشپزي ناشي براي تزيين شله‌زرد به روي آن پاشيده است.
آتش و باد و خاك و آب، شب را هم به عناصر چهارگانه مي‌افزاييم. در جنگل ابر هيچ چيز كم نيست. به تا صبح بيدار ماندن مي‌ارزد براي اينكه تغيير رنگ زمين و آسمان را ببيني. هر چه مي‌گذرد نور بيشتر مي‌پاشد و ابرها دورتر مي‌روند. آفتاب طلوع مي‌كند كه بگويد قانون زمين هنوز هم بر اين سرزمين حاكم است. مي‌خواهد به ياد بياورد كه در اين سرزمين رويايي هم، شب روز مي‌شود و روز شب. از پشت ابرها و كوه‌ها مي‌آيد و مي‌ماند. طلوع كه مي‌شود پينه‌دوز باد سوزن نگاهت را نخ مي‌كند و به شرق مي‌برد.
روز مشخص مي‌كند كه جنگل ابر پر از تپه است. پوشش تپه‌ها گاه تنك است و گاه انبوه. وارد جنگل‌هاي انبوه كه مي‌شوي باور نمي‌كني در استان سمنان هستي و باور نمي‌كني كه با كوير خارتوران فاصله چنداني نداري. در قسمت‌هايي از تپه توت فرنگي‌هاي وحشي به فراواني يافت مي‌شود. اينجاست كه اين سئوال پيش مي‌آيد كه توتي كه گياه بومي ايران است چرا بايد فرنگي خوانده شود. توت فرنگي‌ها ريزند اما بسيار خوشمزه‌اند. چشمه در منطقه فراوان است و در نزديكي هر چشمه خانه كوچكي ساخته اند وگوسفند و بزها را . اينجا ييلاق است. چوپانان از گلستان به اينجا آمده‌اند.
مناظر اطراف با پوشش سراسر سبز و گاه رنگي‌اش وادارت مي‌كند به بيشتر ديدن. از دور قلعه ماران كه در دوره ايلامي‌ها بر نوك كوه ساخته شده ديده مي‌شود. همين قلعه ماران صبح‌ها هنگام طلوع چنان در ابر غرق مي‌شود كه احساس مي‌كني جزيره سرگردان را ميان درياچه نمك ديده‌اي.
در ته يكي از دره‌ها آبشاري به نام شرشر هست كه به خاطر صعب‌العبور بودن رفتن به آن ممكن نيست. تنها براي ماجراجويان ممكن است كه از مسيرهاي سخت و پرتگاهي در گروه‌هاي كوچك دو سه نفره با راهنماي مجرب آن را ببينند. بايد هميشه به ياد داشت كه ابرها خبر نمي‌كنند. برنامه‌ها را به دقت بايد تنظيم كرد و پيش از تاريكي هوا به جايي مطمئن رسيد. اما براي احتياط هم كه شده در گلگشت‌ها هم بايد آب و خوراكي‌هاي شيرين و چراغ قوه به همراه داشت. خطر گراز و خرس را هم در مناطق بسيار بكر بايد اضافه كرد. محل كمپ بايد به دقت انتخاب شود.
هر لحظه ممكن است حركت ابرها آغاز شود. مثل خورشيد از كنار درخت، ابرها از كنارت عبور مي‌كنند. به آرامي و نرمي و زيبايي و كسي بايد باشد تا بخوابد، همراه گندم ميان دندان‌ها و به ابرها نگاه كند.

                                  

|+| نوشته شده توسط فواد رضاپور در یکشنبه 1387/09/24  |
 
 
بالا